علی!
همیشه فکر میکردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که
اکنون من بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمدهام که بر حال زار خود
گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته
باشی!...خوش داشتم که وجود غمآلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و
تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود
وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان
بشنوی.میخواستم که غمهای دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غمهای
کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی.
میخواستم
که پردههای جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع) میگذرد،
بر تو نشان دهم و کینهها و حقهها و تهمتها و دسیسهبازیهای کثیفی را
که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.
دکتر علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان از حوالی شهرستان سبزوار
متولد شد. اجداد او همه از عالمان دین بوده اند…. پدر پدر بزرگ علی،
ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس
قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده حکیم اسرار
(حاج ملاهادی سبزواری) محسوب می شد. پدرش استاد محمد تقی شریعتی (موسس
کانون حقایق اسلامی که هدف آن تجدید حیات اسلام و مسلمین بود) و مادرش
زهرا امینی زنی روستایی متواضع و حساس بود
حاج ملا اسماعیل سبزواری از محدثان و واعظان مشهور قرن 13هجری میباشد . او در زادگاهش سبزوار
تحصیلات مقدماتی را به پایان رساند و سپس حکمت و فلسفه را نزد مرحوم ، حاج
ملا هادی سبزواری فیلسوف نامی آغاز کرد . گویند پس از فوت استادش او تنها
کسی بود که توانایی تدریس اسفار را داشت . وی بعدها برای تکمیل تحصیلات
علوم دینی به عتبات رفت و مدت 3سال فقه و اصول را آموخت ، و پس از نیل به
درجه اجتهاد عازم تهران شد و تا پایان عمر غیر از چند سال که به علت
مبارزه با روحانی نمایان به تبریز تبعید شده بود ، در تهران اقامت داشت .
از میان آنچه که از این دانشمند گرامی بچاپ رسیده میتوان مجمع النورین ؛
جامع النورین ؛ و نوادرالآثار را نام برد .وی در جمادی الاول سال 1312هجری قمری در تهران در گذشت و در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) بخاک سپرده شد .