تبليغاتX
ســــــبزواری ها ســــــبزواری ها

به عنوان صفحه خانگی | افزودن به لیست علاقه مندی ها

منوی اصلی
صفحه نخـــــست
چــــاپ صفــــحه
خـــانه كردن وب
ذخـــــیره صفحه
پـست الکترونیک
بایگـــانی مطالب
در باره ی ما

موضاعات
پیوند وبلاگ
نقشه شهر سبزوار
مدیریت شهری سبزوار
سایت شخصی جلال تعصبی
روزنامه رسمی کشور
تخصصی ساخت و تولید
خانه عکاسان سبزوار
درباره سبزوار
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
فرهنگ لغت فارسی معین
تازه های تکنولوژیکی
یخچال های سنتی
مجلس شورای اسلامی
خبرگزاری میراث فرهنگی
درگاه ملی آمار
جستجوی فوانین جاری
فتو بلاگ محسن مهری
تصاویر ماهواره ای آب و هوا از منطقه

SHophaa
Far30Mobile
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين
آرشیو ماهیانه
آبان 1388
مهر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
مهر 1386
شهریور 1386
بهمن 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
نویسندگان
نویسنده وبلاگ :

سایر همکاران:
<-AuthorName->
پیوند وبلاگ
نقشه هوایی شهر گوگل ارث جدید
معرفی صوتی سبزوار
مکان های دیدنی سبزوار
اوقات شرعی سبزوار
Sabzevar Weather
معرفی مصلی سبزوار
جمعیت شهرهای ایران
آب و هوای سبزوار

وبلاگ شخصی جلال تعصبی

Far30Mobile
SHophaa

زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

:: تمام پیوندها ::
لوگوی ما


 
طراح قالب و کد های جاوا...

كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS

طراح قالب و کد های جاوا...

www.TakTemp.com

کد های وجاوا :

free counters

تاریخ سربه‌داران
درباره‌ی سبب نام‌گذاری «سربه‌دار» چند روایت را آورده است. یکی آن که وقتی ایرانیان سبزوار بر مغولان شوریدند گفتند «سر به دار می‌دهیم اما تن به ذلت نمی‌دهیم.»
دیگر آن که «دار» را به معنای درخت گرفته‌اند و گفته‌اند که اینان دستار خود را بر سر درختی انداختند بدین معنا که سر مغولان را از تن برخواهند گرفت.

ابتدا «شیخ خلیفه‌ی مازندرانی» علیه مغولان موعظه می‌کرد. مغولان وی را در مسجد حلق آویز کردند اما شایع کردند که وی خودکشی کرده است. بعد شاگرد وی «شیخ حسن جوری» جای وی را گرفت و مردم را برای قیام آماده می‌کرد.

سربه‌داران از نظر داخلی به دو گروه تقسیم می‌شدند: گروه اول مردم عادی و پیشه‌وران؛ و گروه دوم اعیان و زمین‌داران. این دو دستگی در آخر یکی از دلیل‌های شکست جنبش سربه‌داران شد.

نویسنده می‌گوید اگر سربه‌داران قدرت می‌گرفتند امکان داشت که دیگر مغولان نتوانند در ایران حکومت کنند. آنان با بزرگ‌ترین امیر خراسان - معزالدین حسین کرت، حکمران هرات - جنگیدند و شکست خوردند. این رباعی را شاهد می‌آورد:

گر خسرو کــرت بر دلیران نزدی وز تیغ یلی، گــــردن شیران نزدی
از بیم سنان سربداران تا حشر یک ترک دگر خیمه به ایران نزدی

سربه‌داران شهر سبزوار را پایتخت خود کردند و گویا حکومت‌شان بسیار مردمی بود و مردم هرگاه می‌خواستند می‌توانستند در کارها نظر بدهند و از زمام‌داران پرسش کنند.

«خواجه شمس‌الدین علی» (فرمان‌روا بین 748 تا 753 ق.) برجسته‌ترین زمامدار سربه‌داران بود.
میرخواند («روضة الصفا» ص 1086) می‌نویسد: در سبزوار هیچ کس را یارای آن نبود که نام بنگ و شراب بر سر زبان راند. شمس‌الدین علی فحشا را ممنوع ساخت و فرمود 500 روسپی را زنده به چاه افکنند.

این آمار شاید نشان‌گر وضعیت عمومی مردم و گرایش آنان به «لذت‌های دنیوی» نیز باشد.

«علی موید» (فرمان‌روا بین 766 تا 773 ق.) امر کرد هر بامداد و شام اسب زین کرده‌ای از دروازه‌ی شهر بیرون ببرند تا چنان چه حضرت امام عصر (عج) ظهور کند بی مرکب نماند. و به نام امام دوازدهم سکه زدند. فرمود که مقبره‌ی «شیخ خلیفه» و «شیخ حسن جوری» را در میدان سبزوار - که تا آن زمان زیارتگاه بود - خراب ساختند و مزبله‌ی [زباله‌دان] بازار کردند. (میرخواند، ص 1088)

داستان اسب یدک را در تیتراژ سریال «سربداران» می‌دیدیم. (البته امروز نیز برخی بزرگ‌راه می‌سازند تا در زمان ظهور حضرت، راه مناسب برای اسب وجود داشته باشد!)

تیمور لنگ در سال 785 ق. سبزوار را گشود و قیام‌کنندگان را زنده به گور کرد. وی دست و پای مردم را می‌بست و آنها را به ردیف در کنار یکدیگر قرار می‌داد و رویشان ملات می‌ریخت و دیوار می‌ساخت. (میرخواند)

و بدین ترتیب حکومت مردمی و ایرانی سربه‌داران در هم پیچیده شد تا دوباره فرمان به دست مغولان و تاتاران بیفتد. حکومتی که شاید می‌توانست استقلال و یک‌پارچگی ایران را برگرداند.

زنده‌یاد کریم کشاورز در چند پانویس یادآور می‌شود که نویسنده‌ی روسی در درک برخی واژه‌ها دچار اشتباه شده. مانند «کُلو» (خلاصه‌شده‌ی کلان) به معنای بزرگ. «کلو اسفندیار آهنگر» بزرگ و رییس صنف آهنگران بود. نویسنده در جایی «ابوبکر کلوی بزاز» را به صورت «ابوبکر کُلَوی» خوانده و دنبال نسب برای وی گشته است! و یا «سر فلان کس را به چهارسو آویختند» چهارسو را به چهار طرف تعبیر کرده است نه چهارراه یا تقاطع. شاید باید نتیجه گرفت که بهتر است خودمان بیشتر به تاریخ خودمان بپردازیم.

در سال‌های آغازین دهه‌ی ۱۳۶۰ خ/۱۹۸۰ م. در تلویزیون ایران مجموعه‌ی تلویزیون (سریالی) به نام «سربداران» پخش ‌شد .

می‌توانید این کتاب را در  آدرس زیر در قالب پی.دی.اف بخوانید..

http://www.serajnet.ir/detailnews.asp?newscode=4901&select=ketabkhaneh&select2=danesh

آخرین مطالب ...
» جای خالی سبزوار
» سبزوار رکورد همایش‌های پیاده‌روی ایران را شکست
» سبزوار رکورد همایش‌های پیاده‌روی ایران را شکست
» یاد دکتر شریعتی از زبان شهید چمران
» دکتر علی شریعتی
» حاج ملا اسماعیل سبزواری
» سومین همایش تجلیل از نخبگان جوان
» تاریخ سربه‌داران
» یک سبزواری ( 9 ) علي ديواندري کاریکاتوریست
»
» یک سبزواری (8) استاد حسن لاهوتی
» یک سبزواری (7) پرفسور سیدحسن امین
» آيت‌الله‌ العظمي‌ سيد عبدالاعلي‌ موسوي‌ سبزواري
» یاد ایام
» یک سبزواری (5) عباس سليمي نمين
» یک سبزواری (4) استاد محمود عادل سبزواری
» یک سبزواری 3 ( دکتر بسکی )
» فقدان یک همشهری , استاد پيشکسوت طب اطفال ايران
» یا حسین
» حيات و انديشه سياسى ملاحسين واعظ كاشفى
» عید آمد و عید آمد
» یک سبزواری (1)
» میراث معنوی ما
» دوباره سلام
» یک سبزواری ( ) حسین ترابی فیلمساز و فیلمنامه نویس

Home | FeedBack

Copyright © 2008 TakTemp.com . All Rights Reserved. Translation www.TakTemp.com - www.bia2funny.ir - www.j28.biz